درد کهنه
ساعت ۳:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٥/۱٧ : توسط : طلا نوری مهر

کدام بغض می شکند

این درد کهنه را

کدام اشک می شوید

این بغض را

 غصه را

بس که با خود گفتم

پایان شب سیه سپید است

و هر پایانی                         

خنجر آغازی شد با درد سنگین تر

برپیکر قلبم

آماده ی پروازم

بی بال و پرتا آبی بی انتها

بدرقه ام این همه غم

شاید

ذره ای آرامش

بیاید به استقبالم

شاید