غریبانه
ساعت ۱:۳٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٩/۱٧ : توسط : طلا نوری مهر

  

شهد لبخند بر لبش

بی خیالی در نگاهش

گم می شود او در شب آسودگی

این منم

غریب در خانه

غرق در گرداب غم

پا در گل و خون در دل

لحظه لحظه مردنم را

می نشانم روی کاغذ

شاید او روزی بگردد

در میان واژه ها

به دنبال.....

 رد پایی آشنا