واپسین دیدار

 

 بدنش زیر زمین غم او بر سر دار

 

روی مبلش او نشسته بی رمق

قلمش روی ورق

و نگاهش دور دور

چند تن دور و برش

چشمهاشان ژر اشک

و همه خیره به او به دستش قلمش

بدنش سرد شده

شعر او نیمه تمام

آخرین مصرع شعرش این بود

 

بدنش زیر زمین و غم او بر سر دار

 

 

/ 0 نظر / 5 بازدید