لحظه ی رسیدن

 

 


 

انگشت های دست من

این شاخه های خشک

ریشه دواندند در سیاهی شب

تا بیابند روشنایی را

 و سیراب شوند از نور

لحظه های قشنگ روییدن

از دانه بودن تا دانه شدن

تا بی نیازی

ریشه می دوانی می دوانی

میرسی به سنگ

و سر آخر

 دست های خالی

 

/ 0 نظر / 6 بازدید