تنهایی

دیر زمانی است

در سایه ی سرد و سیاه اندوه

در پیله ی تنهاییم

در پیچ و تابم

شاید بیابم روزنی

شاید امیدی

تنهای تنهایم

با این که می دانم

در کوچه باغ شهر من دست محبت نیست

باز هم

دارم امیدی

شاید بیابم روزنی

 

 

/ 2 نظر / 2 بازدید
محمودرضا

بر وادی شرم، بَزم ِشور ِعشق نهادند *** تا بچشی و طعم جانش را، در دل گذارند چون توبودی آن خلقتی أحسنت بر عالمیان *** تا به سرمنزل ِحقیقت رسی بر کوکبیان مزدیسنا اوستا

نیما

خیلی قشنگ بود